السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)

39

هدايتگران راه نور ، زندگانى رئيس مذهب تشيع حضرت جعفر بن محمد (ع) (فارسى)

از اين ادّعاست . واقعيّت آن است كه امام صادق حتّى يك روز هم نتوانست در صحنه سياسى دعوت خود را اظهار كند . امويّان ، چنان كه گفتيم ، از هيچ گونه جنايتى در راه خاموش ساختن آتش انقلاب مخالفانشان باك نداشتند در حالى كه آن‌حضرت هرگز در راه حقّ به باطل پناه نبرد و براى اجراى عدل و داد از ظلم و ستم يارى نجست . بنى عبّاس هم نه خوش كردارتر از برادران اموى خود بودند و نه براى استحكام بخشيدن به پايه‌هاى حكومت خود از امويّان در خونريزى و نيرنگ بازى خوددارتر . از همين رو بود كه آنان توانستند حكومت بنىاميّه را به سختى در هم بكوبند و بدين سان حكومت بنى اميّه با باطل درهم كوفته شد و ميان اين دو طايفه معارضه گرديد . همچنين ، بنى عبّاس از هر حركتى براى دعوت بنى هاشم سود جستند و از نارضايتى عمومى اى كه طالبيون به وجود آورده بودند ، بهره بردارى كردند و پيوسته آرزوها و آرمانهاى بزرگ مردم را در گوش آنان باز مىخواندند . از همين رو برپايى يك انقلاب شيعى امكان پذير نبود . بخصوص انقلابى كه در آن از ريختن خونهاى بى گناهان و دريدن حرمتهاى مقدّس ، خوددارى شود . يكى از دلايل نبود امكانات قيام در عصر عبّاسيان اين است كه طايفه اى از پسر عموهاى امام چه در عصر ايشان و چه بعد از آن ، انقلاب كردند ، امّا به موفقيّت دست نيافتند و سرنوشت آنان همان سر نوشتى بود كه پدرانشان در عصر امويّان با آن